بسم الله الرحمن الرحیم

چندی بود که کارای دنیایی( البته می تونید بخونید ...) اونقدر مشغولم کرده بود که یادم رفته بود که در دنیای مدرن یه چیزی به نام وبلاگ هست.

هر وقت که با دنیا دعوا دارم و کسی رو پیدا نمی کنم برا داد زدن، سراغ وبلاگ و سایت و خبرگزاری و ... میرم.

آره دلم گرفته بود، نمی دونستم باید از چی گلایه کنم، گفتم بنویسم.

بزار تقریبا از وقتی که نبودم بنویسم تا وجدان دردم خوب بشه.

این چند وقته زمان خوبی بود برا نشون دادن وجدان بیدار دانشجویی!

اگه بگن یه انشاء برای "عید خود را چگونه گذراندید" بنویسد، چی می خواید بگید:

ما شا لله انقدر درگیر ایام باستانی نوروز بودیم که یادمون رفت همین کنارا و اطراف مون داره تاریخ سازی میشه و ما در خواب غفلت باستانی هستیم. ( لطفا باز نگید با این ایام موافق نیستم، هستم ولی درستش)  اما ما چیکار کردیم. جز ...

کاش یه کمی از وجدانای بیدارمون مایه می گذاشتیم تا با کارای کوچیک مون حوادث بحرین و عربستان و در همون روزا تغییر بدیم. باور کنید می تونستیم حتی با یه تعداد اندک!

بذارید مثل همه از آیات القرمزی بگیم. ولی چه فایده که دانشگاه ما یه مجوز برا برگزاری تجمع برا این موضوع نمیده ( البته باز به ما چیزی نگید که جریان سازید. از روشای دیگه ام میشه  این کار و کرد. مهم اینه که بخوایم کار تکراری نکنیم.)

....

بقیه حرفا زیاده. بذار برم سراغ غیبت احمدی نژاد : هر چی فکر می کنم می بینم به من ربطی نداره تا درباره کشورم یا کشورشون یا ... حرف بزنم. فعلا مهم خودمم!!!

و اما  من ....

این چند مدت که نبودم خیلی چیزا یاد گرفتم، هر چند که بعضیا ما شا لله نیش و کنایه هاشون تمومی نداره!

اما بگذریم، اما چیزایی که یاد گرفتم:

1. سختی تو هر راهی هست، مهم اینه که تو به راهت اعتقاد داشته باشی

2. ما کم کاریم! البته به بعضیا باز توهین نشه. حوصله گیس و گیس کشی ندارم. این چند وقته گیس وگیس کشی از هر نوعش داشتم ... . تازه الآن می فهمم که ما چقدر از وقتامون و هدر دادیم. دریغ از مطالعه...

حیف برا وقتایی که برا بهانه ها گذاشتیم...

3. آدما احمق اند( بعضیا شون)! البته عذر خواهم که رک صحبت می کنم. یه روز یه عده تلاش و کار می کنند تا یه کاری رو انجام بدن، ولی باز فردا خودشون هستند که نمی ذارند همونا برا همون اهداف تلاش کنند.

بقیه موارد به دلایلی قابل گفتن نیست . بماند برا روزی که آدم شدم.